تبليغاتX
دختر مشرق زمین

دختر مشرق زمین

عشقبازی كار هر بی دل نیست هر كه دل دارد حریف عشق نیست

 
 
About Me

شيشه اي مي شكند... يك نفر مي پرسد... چرا شيشه شكست؟ مادر مي گويد... شايد اين رفع بلاست. يك نفر زمزمه كرد... باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد. شيشه ي پنجره را زود شكست. كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست، عابري خنده كنان مي آمد... تكه اي از آن را برمي داشت... مرهمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم... هيچ كس هيچ نگفت... غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم... آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر است؟ دل من سخت شكست... اما، هيچ كس هيچ نگفت و نپرسيد چرا

My Blog

آرشيو
عروسک <
بهترين كدهاي جاوا اسكريپت
> اهنگ

پست الکترونیک

My Archive
My Categories

Daily Links
Friends Link
Template By

سفارش قالب
داریوش قالبساز

 
 
چهارشنبه 11 دی1387
همه چیزی یهویی

چه خبر شد؟ چی شد یهو؟!؟اصلا نفهمیدم چی شد،یعنی انقدر سریع همه چی اتفاق افتاد که نفهمیدم چی شد....

قرار بود همه چی ساده باشه!یه سلام ساده،یه قرار ساده و یه دوستیه ساده...اما یهویی همه چی عوض شد...

دیگه نه سلامات برام ساده بود،نه قرارات و نه حتی دوستیت

همه چی تغیر کرد اونم یهویی

یهویی احساسم بت عوض شد،یهویی خواستمت،یهویی عاشقت شدم...یهویی خواستم مال خودم باشی...مال خود خودم

گفتی منو میفهمی...گفتی درکم میکنی،اما نه منو فهمیدی و نه درکم کردی

نه فهمیدی یهویی چی شدی برام ...نه درکم کردی که چی می کشم از این اتفاق یهویی.......

خواستم ازت دوری کنم،خواستم نبینمت تا شاید فراموشم شی،تا شاید همه ی این یهوییا برن پی کارشون

اما نشد...یعنی نتونستم

وقتی می بینمت،وقتی صداتو میشنوم  ارومم،احساسات کوچیکو ضعیفم اون موقع بهونه نمی گیرن،ساکتن

اما موقعی که نه پیشمی و نه صداتو میشنوم هیچی باهام نیست،ذهنم درگیره و مجبورم میکنه باهاش کلنجار برم

پس سخته،غیر قابله تحمله...قبول کن نمی شه دوریه ازت،درکم کن....

یادته؟!؟

یادته بهم میگفتی مثبت اندیش باش؟کجایی که بهت بگم همین مثبت اندیشی منو به این عشق یهویی سوق داد!!!

یادته بهم می گفتی تنها دلخوشیت تو زندگیت منم!؟  کجایی که ازت گله کنم و بهت بگم:تویی که همیشه همه چیو از چشام می خونی، تویی که منو خوب شناختی،تو چرا؟!تو چرا نذاشتی زندگیمون پا بگیره؟

کاش توام یهویی به دوست داشتنم ایمان پیدا کنی...... کاش بفهمی....

بهت قول میدم همه ی سعیمو بکنم تا احساساتمو کنترل کنم...سخته میدونم اما سعیمو میکنم...تا دیگه این اتفاق یهویی بیشتر از این کش پیدا نکنه و موجب ناراحتی یا مزاحمت تو نشه

 دوستت دارم.....

یهویی خداحافظ....

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |   
 
یکشنبه 8 دی1387
گلایه

خیلی راحت از پیشم رفتی،خیلی راحت خسته شدی و ازم رد شدی...اما اینو بدون هیچ کس به اندازه ی من دوست نداره...

می خوام ازت گلایه کنم ،گلایه کنم بخاطر قولی که دادیو پاش واینستادی،علاقه ای که ازش دم زدیو نداشتی...گلایه کنم بخاطر ویرون کردن دنیای خوشگلی که باهم ساختیم..بخاطر بدیی که به من،خودت و دنیامون کردی

اخه چرا؟!؟!

چرا گفتی می مونی اما نموندی؟چرا دلمو عاشق خودت کردی؟!عاشق نگات،صدات،بوسه هات واغوش گرمت بعد یهو همشونو ازم گرفتی...نگفتی دوری ازت،دوری از همه اینا برام چقدر سخته؟داغونم میکنه؟

حالا حق دارم ازت گله کنم؟حق دارم نفرینت کنم؟!؟     نفرین؟؟؟؟؟؟؟؟؟.........

نه نمی تونم اگه می تونستم،نفرینت می کردم بخاطر خراب کردن زندگیم،بخاطر شکستن قلبی که عاشقت بود اما......اما حتی الانم دوست دارم...انقدر دوست دارم که حتی فکر نفرین کردنت تنمو می لرزونه...

راستی یادته بهم گفتی:تا ابد با همیم؟    ابدت همین جا بود؟

بهم گفتی ازم ساده نمی گذری..یادته؟اما ساده تر از اونی چیزی که حتی فکرشو کنی ازم گذشتی..ساده ازم گذشتی ،ساده گذشتنم بهم یاد دادی.......

روز اخر بهم گفتی سرنوشت ما یکی نیست،گفتی:ما ماله هم نیستیم،گفتی هرکی راه خودش...

کجایی که ببینی همه راهای زندگیه من به تو ختم میشه..می فهمی؟

تو زود به اخر خط رسیدی،زود تو این جاده کم اوردی،زود تنهام گذاشتی..خیلی زود...

الان با کیی؟دستت تو دست کیه؟راه تو و اون یکیه؟سرنوشتاتون چی؟بهم میخوره؟ نمی دونم شاید اونم یه بازیچست ،شایدم..........

می ترسم انقدر ساده از ادما بگذری که روزی برسه و ساده از خودتم بگذری،خودتم نابود کنی!!!!یا شایدم عاشق کسی شی که همه نامردیایی که سر من یا بقیه دراوردیو سرت تلافی کنه

نه اشتباه نکن نفرین نی،ترسه..برات می ترسم،نگرانتم    مواظب خودت باش

از من که گذشتیو جز سوال و گلایه چیزی برام نذاشتی..عیب نداره ، به قول خودت ملالی نیست اما امیدوارم کاریو که با من کردیو کسی با تو نکنه که تحملش به خدا خیلی سخته

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |   
 
یکشنبه 8 دی1387
دل بی قرارم

نمی دونم چرا اینجوری شد یه اتفاق،یه حادثه یا شایدم یه شوخیه ساده بود

 تو باورم نداشتی یا خواستی لج کنی مثلا؟ یا شایدم جدی دنباله بهانه برا جدایی یودیو دیگه دوستم نداشتی ؟

یت شایدم شوخی شوخی میخواستی منو بشکنی؟

اما جدی ترین شوخی برا من بود..من شوخی شوخی عاشقت شدم و تو جدی جدی هیچ علاقه ای به من نداشتی....

چرا من؟چرا تو؟چرا من باید عاشق تو بشم و تو ....؟

مگه من دوست نداشتم؟مگه من عاشقت نبودم؟مگه تو عشقمو حس نکردی؟مگه نگامو ندیدی؟

اصلا چرا دوسم نداشتی؟ چرا منو ندیدی؟ چرا حسابم نکردی؟چرا منو نخواستی؟

اونم منو که با تمام وجودم خواستمت،خواهانت بودم

اصلا کی عاشقت شدم؟کی رفتی تو دلمو خودتو تو دلم جا کردی؟از کی؟؟؟؟؟

نمی دونم...

می دونی کی دلم گفت دیوونه وار می خوادت؟؟؟؟ وقتی که فهمید دوسش نداری..وقتی که فهمید واست مهم نیستش...وقتی که فهمید حتی قده یه ادمه زنده براش ارزش قائل نیشبی....وقتی که دیگه امیدی به داشتنت نداشت

چرا عاشق من نشدی؟مگه چی می خواستی که من نداشتم؟ وقتی تو چشات نگا می کنم چشام داره اینارو می پرسه اما تو ساکتیو جوابی بم نمیدی

یعنی برات تکراری شدم؟

جوابه این دلو کی میده؟بهش بگم رفتی؟ اصلا نیومدی که بخوای بری

اره تقصیره دلم بود اون عاشقت شد توکه  کاری نکردی....

مهم اینه که از دورم که ببینمت ارومم..کسی که نمی دونه من چمه...دارم عادت می کنم...عادت میکنم به ساده گذشتنه ازت به اینکه خودمو بزنم به بیخیالی که چیزی نشده...اما کاش از دله نا ارومم خبر داشتی کاش میدونستی چه غوغاییه توش....خوب گناه داره..کی میتونه همه زندگیشو ببینه وبی تفاوت باشه بهش یاد دادم صبور باشه و به همینم قناعت کنه....

بمیرم براش می بینتت وحسرت میخوره...حسرت می خورهو میگه:دوسم نداره...چرا؟!؟!

بازیه روزگاره..شایدم بد بختیه منه..من عاشق توام تو بیخیالش...

هرگز حسرتی در هیچ کجای دنیا این چنین یک جا جا نمیشود که در همین 3 واژه ی کوتاه جم می شود: او دوستم ندارد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |   
 
 

سر کاری

موس<


/span>
>

JavaScript Codes